سال نو رسیده مبارک
هیچ وقت از کار مادرهایی که از دست بچه هاشون شکایت می کنن و می نالن خوشم نمی اومد و همیشه وقتی کسی از پسرم می پرسید که : چطوره؟ اذیت نمی کنه؟ می گفتم شکر خدا خوبه و بلاخره بچه ست دیگه ! اما چند وقته دیگه منم شدم از همون مامانای شاکی. پسرکم گویا داره دندون در میاره و خیلی غرغرو و نق نقو شده کم خونی و ضعف منم باعث شده تحملم کم بشه و گاهی از کوره در برم!
کلا از وقتی مامان شدم خیلی از کارهایی که قبلا بهش انتقاد داشتم رو دارم خودم انجام می دم! مثلا همیشه می گفتم یعنی چی که بعضیا بچه رو به تاب خوردن و گهواره عادت می دن؟ بچه باید مثل بچه ی آدم خودش بخوابه دیگه! اما وقتی با درد بخیه ها و کوفتگی بعد از زایمان چند شب بی خوابی کشیدم فهمیدم دنیا دست کیه! همسرم از همون روزهای اول با پتو یک ننو موقت(که البته هنوز هم پابرجاست) درست کرد و بچه رو توی اون می خوابوند اوایل من مقاومت می کردم می گفتم بچه عادت می کنه اما حالا خودم هم بیشتر وقتها بچه رو توی اون می ذارم! خلاصه بعد از مادر شدن به این رسیدم که هیچ کس رو نباید سرزنش کرد چون شاید توی موقعیت مشابه خودم هم همون کار رو انجام بدم!
یکی از معصومین هم کلام قشنگی داره :"هرکس دیگری رابه چیزی سرزنش و توبیخ کند خودش به همان مبتلا می شود."
پ.ن: همگی سال خوبی داشته باشین
پ.ن: اینو خیلی دوست داشتم ممنون نجوا جان
من ماهیم نهنگم عمانم آرزوست