ترجیح می دهم حقیقتی مرا آزار دهد ، تا اینکه دروغی آرامم کند.

دروغ مصلحت آمیز به از راست فتنه انگیز.

_ در نگاه اول هر دو جمله زیبا، درست و منطقی به نظر میان اما در نگاه بعدی تناقض اشکار این دو جمله خودش رو نشون می ده! در جمله اول ترجیح و الویت با حقیقته هر چند تلخ و آزار دهنده باشه،و در دومی ترجیح با آرامشه. در زندگی همه  لحظاتی پیش میاد که بین این دو جمله می مونیم ، مثل اتفاقی که پست قبل در موردش نوشتم اگر طبق جمله اول قرار بود عمل کنم باید پدر دختر رو می خواستم و رک و راست بهش می گفتم که برادرت به دخترت چشم داره! و به احتمال زیاد پدر به شدت آشفته می شد و ممکن بود برخورد تندی با برادر نوجوان و یا دخترش و یا هر دو نفر داشته باشه! که البته در عمل این کار رو نکردم و فقط به پدرش گفتم : احتمالا یکی از اقوام نزدیک شما که ارتباط زیادی با دخترتون داره اون رو به کارهای اشتباه تشویق می کنه و تاثیر بدی روش داره .بنده خدا کمی فکر کرد و گفت احتمالا اون شخص عموش هست و از این به بعد از ارتباط بیشترشون جلوگیری می کنه! ولی خوب احتمال می دم چون مسئله برای پدر دختر زیاد بازنشد شاید اقدام سریع و کافی انجام نده، واوضاع از این که هست بدتر بشه!

_ من توی یک جامعه مجازی عضو هستم که اکثر اعضاش خانومهای جوان باردار یا بچه دار و ... هستن چند وقت پیش خانومی جریانی رو تعریف کرد و از بقیه اعضا چاره جویی می کرد داستان از این قرار بود که این خانوم به طور اتفاقی شاهد صحنه خیانت همسرِ یکی از دوستان صمیمیش بود و صحنه در حدی بود که جای هیچ شک و شبهه ای نمی گذاشت و این خانوم مونده بود به دوستش که یک دختر کوچیک داشت و باردار هم بود این قضیه رو بگه و اونو با این حقیقت تلخ مواجه کنه و یا سکوت کنه و بذاره این خیانت با تمام زشتیش پنهان بمونه تا زندگی دوستش از هم نپاشه و بچه هاش بی سر پناه نشن! بین خانومهای اون جامعه مجازی هم بحث سختی در گرفته بود یک گروه موافق بودن که این خانوم به دوستش خبر بده تا با همسرش برخورد کنه و یه گروه دیگه مخالف این قضیه بودن و هر دو دلایل قانع کننده ای داشتن ! موقیعت سختی بود و مدتها ذهن منو درگیر خودش کرد!  بیشتر که فکر کردم به این نتیجه ی متناقض رسیدم که اگر من جای این خانوم بودم به احتمال زیاد این مسئله رو از دوستم پنهان می کردم اما راستش وقتی خودم رو جای اون زن از همه جا بی خبر می ذاشتم از بهترین دوستم توقع داشتم حقیقت رو به من می گفت.

نظر شما چیه و انتخاب شما کدومه؟