بلاخره این 9 ماه پر ماجرا هم با تمام سختی ها و شیرینی هایش گذشت! 

تقریبا هرچی توی این مدت از جسمی و روحی برام پیش می اومد  دیگران می گفتن توی دوران بارداری طبیعیه! از کمر درد و تپش قلب و  مشکلات گوارشی بگیر تا احساس خستگی و بی خوابی و غم و حتی این اضطراب روزهای آخر  همه و همه در بارداری طبیعی محسوب میشن!

سختی هایش به کنار اما حتما دلم برای این روزهایی که یک موجود زنده توی دلم حرکت می کرد تنگ می شه ! احساس می کنم من مثل تُنگم و بچه ام مثل ماهی، و الان دیگه این تنُگ برای این ماهی کوچیک شده و ماهی دوست داره از تنگ بیاد بیرون بره توی دریا!

خیلی دوستش دارم و منتظر دیدن روی ماهشم!

5شنبه 19 آبان می رم بیمارستان برام دعا کنین!