|
این هشتادمین پستی است که اینجا می نویسم در این یکسال بطور متوسط هر 4-5 روز یکبار اینجا نوشته ام. من از آن دست آدمهایی بودم که دفتر خاطرات و نوشته هایم محرمانه ترین چیزهایم بودند ... دفترهای دل نوشته ام را همیشه در پنهانی ترین جایی که داشتم می گذاشتم.... نمی توانستم ننویسم...در بحرانی ترین لحظات و سخترین حالات نوشتن پناهم بود....اما همیشه از خوانده شدن و مورد قضاوت قرار گرفتن هراس داشتم..... تا اینکه سال گذشته در چنین روزی نمی دانم چرا و چطور تصمیم گرفتم...بنویسم دیگر نه در دفتر مخفی ام بلکه در جایی عمومی ....در معرض دید همه ....جایی بی نام و نشان در از قضاوت و نگاه مسقیم دیگران آزادی این گمنامی برایم لذتبخش بود....فقط به برادرم و 1-2 تا از دوستان بسیار نزدیکم خبر دادم و شروع کردم....بگذریم که بعد از مدتی این خانه امن هم تقریبا لو رفت.... اما من دیگر به اینجا خو گرفتم.... وقتی خیلی خوشحال و پر انرژی ام ,وقتی خیلی خسته و گرفته ام به اینجا پناه می اورم ....دیدن دوستان و همراهان سر حالم می آورد... همدردی و همراهی و دید و بازدید دوستان ندیده ام زنده ام می کند.... دوستان مجازی که گاه حضور حقیقی شان را با تمام وجود حس می کنم.... بارها با هم گریه کردیم و خندیدیم...حرص خوردیم و کیف کردیم... این خانه برایم عزیز است چون محل ملاقات بهترین دوستانم است از هر گوشه اش خاطره ای دارم.... مروری بر نوشته های این خانه در این یک سال: نوستالژی ترین نوشته ام: باد ما را خواهد برد و بازخوانی پرونده ی دانشجویی که دیگر نیست... شیرین ترین نوشته ام: شکلاتهای جهان اسلام حقیقی نوشته ام : روز زن سر خوش ترین نوشته ام :بسیار سفر باید استقبال شده ترین نوشته ام: هیچ آدابی و ترتیبی مجو خسته ترین نوشته ام: حال گل غم انگیزترین نوشته ام :سیناو خدا و جز جگرترین نوشته ام!!!: بخت چالش بر انگیزترین نوشته ام: مایو صورتی دغدغه ترین نوشته ام:جاذبه و دافعه خاطره انگیز ترین نوشته ام:السلام علیک یا خود خدا پر برکت ترین نوشته ام: صاحب خانه(هم جایزه ی ستاد عمرا را گرفت و هم در مجله ی محبوبم همشهری جوان چاپ شد) مبتلا ترین نوشته ام : چراغ رابطه تاریک است عاشقانه ترین نوشته ام : لیلی با من است و آن مرد بازی وبلاگی که شرکت کردم:گفتا به دلربایی ما را چگونه دیدی لازم ترین نوشته ام برای این لحظه!!! : لطفا خفه دوست دارم،نظر شما را هم در مورد این خانه (از هر جا که با من همراه شدید ) بدانم... ممنونم از همه تان بخاطر این یکسال که خواننده ی صبور اراجیف من بودید... خصوصا از عطی، آسیه و مرضیه ، مهدی (موویز) ، علی علی اکبری ،علی فروتن(اکینا) ،امین عظیمی آقای هیچ کس و....بخاطر همه ی محبتها و لطفهایی که در این مدت داشتند و مستدام باد ان شاالله پ.ن: یک لطفی بکنید و بهترین پستی که اینجا خواندید را انتخاب کنید.... گفتم بهترین پست چون می دانم برای انتخاب بدترین پستها بین گزینه های زیادی دچار تردید خواهید شد!!!! منتظرم + نوشته شدم در شنبه بیستم بهمن 1386 11:15 توسط عقیق |
|