|
و فدت علی الکریم بغیر زادٍ دست خالی به میهمانی بخشنده ای آمده ام. نه دل پاک و صافی برایم مانده نه کارنامه ی آبرومندی دارم. اما زشت ترین کار اینه که وقتی مهمان کریمی هستی چیزی همراه خودت سر سفره ببری. این شعرِ دل را حضرت علی ع بر سنگ قبر (یا به روایتی کفن) سلمان فارسی نوشتند. یک خواهشی دارم از همتون همه شما دوستان حقیقی و مجازی :اگر دیر یا زود 6 ساعت دیگه یا 60ساله دیگه من همسفر عزائیل شدم این 2 بیت رو روی سنگ قبر من و گوشه ی کفنم (کفنم آماده ست از مدینه برای خودم سوغات خریدم پرو هم کردم )بنویسید .به عنوان آخرین خواهش از طرف یک دوست یادتون نره ها ....ممنون ...داغتو نبینم الهی.... پ.ن1: این شعر رو توی کتاب" طوفان دیگری در راه است "از سید مهدی شجاعی خوندم....خیلی تکونم داد این صفحه آخر رمان طوفانی راه انداخت توی دلم.... پ.ن2:ترجمه اش را جدی نگیر کار خودم است.ابیات عربی به اندازه ی کافی گویا هستند. پ.ن3:..................... پس نوشت:حالا که فکر می کنم می بینم کار خراب تر ازآن است که با سنگ قبر و شعر و...درست بشود...سنگ قبر را که کسی با خودش نمی برد ...می برد؟ من در خواستم را پس گرفتم ....سنگ بود و نبود چیزی نوشتید و ننوشتید مهم نیست..... فقط می خواستم بدانم کسی داوطلب هست که این شعر را روی پیشانیم حکاکی کند؟...هر چند فکر نکنم این طوری هم کاری درست شود.... این دو بیت باشد اینجا که گاهی بخوانیم و دلمان تازه شود.... + نوشته شدم در شنبه بیست و چهارم آذر 1386 11:8 توسط عقیق |
|