|
امروز پایانامه ام را دادم برایم صحافی ....احساس دوگانه ای دارم حس خوشحالی از این که بلاخره تمام شد و احساس غم از اینکه بلاخره تمام شد !!!!!!! ۲روزدیگر روز دانشجو ست .... دوران دانشجوییم را مروری کردم.... - تعداد دفعاتی که در دانشگاه گم شدم: زیاد( که البته یکبار خوب به یادم مانده چون راهنمای 6-7 تا از دوستانم بودم برای رفتن به جلسه ای در دانشگاه که 1 ساعتی دور دانشگاه چرخاندمشان و فحش خوردم...) - تعداد دفعاتی که لای در سرویس ماندم: دست 2 بار – پا یک بار – کیفnبار - مقداری که دنبال سرویس دویدم : 2995کیلو متر و با سرعتی حدود سرعت نور . - تعداد شیرینی های امر خیری که خوردم....حدود 10 بار (البته افراد خسیسی هم بودند که شیرینی نیاوردند که از همین جا عقد آنها را باطل اعلام می کنم!!!!) تعداد شیرینی های امر خیری که از دماغم درآمد.....3 بار (خبر جدایی سه نفر را شنیدم.) - حرص آور ترین اتفاق دوران دانشجوییم: وقتی سال سوم یکی از هم کلاسی هایم به صلاحدید همسرشون بعد از 6 ترم ناچار به ترک تحصیل شدند . - تعداد کلاغ هایی که دیدم :حدود 70 میلیون فروند (باور بفرمایید گاهی غروبها آسمان از پروازشان سیاه می شد) - تعداد دفعاتی که با استاد سر نمره بحث کردم: 1 بار (نتیجه این شد که نمره ی 12.5 نزدیک بود به 0 تبدیل شود.) - بیستهایی که گرفتم:دو تا درس عمومی و درس فلسفه ی 1و2 که عاشقشان بودم و.....همین آخری پایانامه ام. درسهای افتاده : چند باری از کنار گوشم رد شد...اما بخیر گذشت. - تعداد دفعاتی که از کلاس اخراج شدم : 1 بار (روز قبل از صبح تا 10:30شب مشغول فیلم دیدن در جشنواره ی فیلم کوتاه بودم صبح سر کلاس خوابم برد ....بقیه خوابم را بیرون از کلاس ادامه دادم!!) - تعداد دفعاتی که با نگهبانی دم در دعوایم شد: 1 بار (گیر داده بود که اخوی چه نسبتی با شمادارند؟.....) - تعداد دفعاتی که با دانشگاه اردو(بیش از 1 روز) رفتم: 1 اردوی شمال (اردوی محرمانه –فوری کفا.....عطی یادت هست؟) 1اردوی جنوب 1 اردوی بازدید از نمایشگاه کتاب که ضد حال بود و عمره دانشجویی که عشق بود و صفا - تعداد افرادی که شستم : 3 نفر..... - تعداد دفعاتی که نسبت به مشکلات آموزشی و...در دانشگاه اعتراض کردم:پایه ی تمام مذاکرات و اعتراضها بودم. تعدا اعتراضاتی که به نتیجه رسید: 0 بار - همایش ها و جلسات سخنرانی که شرکت کردم: اکثرا شرکت می کردم ،بیاد ماندنی ها: همایش دکتر چمران با حضور سید مهدی شجاعی و صادق طباطبائی ، همایش بزرگداشت مولانا،سخنرانی سارا شریعتی(دختر دکتر شریتی)،سخنرانی های احسان نراقی و جلسات حاج آقا پناهیان. - تعدادفیلم هایی که در دانشگاه دیدم: فیلم ها را هم اکثرا دیدم ، بیادماندی ها : لاک پشتها هم پرواز می کنند از بهمن قبادی ، بوتیک از حمید نعمت الله (برای بار پنجم دیدم) - تعداد تاترهایی که دیدم:تقریبا هر آنچه به نام تاتر در دانشگاه روی صحنه رفت دیدم اعم از تاترهای خوب ،بد یا زشت. - تعداد دفعاتی که در کلاس یادم آمد زیر غذا را در خانه خاموش نکرده ام : تا دلت بخواهد ،در این راستا 1 قوطی کنسرو که از شدت حرارت منفجر شد و هود را هم منفجر کرد و آشپزخانه را به گند کشید ،هم در پرونده دارم!!!!!!! - تعداد دفعاتی که مسیر دانشکده تا در دانشگاه را پیاده رفتم: تقریبا هر وقت باران یا برف می بارید یا حالم میزان نبود پیاده رفتم....یادش بخیر. - تعداد دفعاتی که جایزه گرفتم:2 بار (یکی در اردوی کلاسی که به عنوان بهترین تماشاچی انتخاب شدم و کتاب کودک جایزه گرفتم...و دیگری مطلبی که در مورد طواف- صاحب خانه- نوشته بودم از طرف ستاد عمره دانشجویی رتبه آورد .) - دوستانی که پیدا کردم: زیاد دشمانی که پیدا کردم: شاید.... اشک ها و لبخندها ...... روزهای که دیگر نخواهند آمد... و خاطراتی که می مانند ....... پ.ن : بعضی اعداد بالا حدودی ست و بعضی واقعی .....(توقع که نداشتی من جدا تعداد کلاغهای دانشگاه را بدانم.) پ.ن: بغض. + نوشته شدم در چهارشنبه چهاردهم آذر 1386 19:22 توسط عقیق |
|