|
مرضیه ی عزیز مرا به بازی دعوت کرده که قرار است در آن ازتصویری که از دوستان ندیده ی دنیای مجازی مان داریم بنویسیم. کسانی که نوشته یشان را خوانده یم و نوشته هایمان را می خوانند. عطی عزیز و آسیه مهربان را کنار گذاشتم چون در دنیای حقیقی دوستان خوبی برای هم شدیم و شناختم از آنها محدود به دنیای مجازی نیست. در مرحله ی اول تقریبا از همه نوشتم اما آنها که در ذهنم واضح تر بودند را انتخاب کردم. انچه نوشتم تصویری است که از میان کلماتشان از آنها دیدم . اگر خطایی هست از دید من است و شایدهم بیش از حد زیر کلمات پنهان شده اند. اگر حرف نامربوط و ناروایی زدم پیشاپیش ببخشید به قول مرضیه بازی اشکنک داره سر شکستنک داره... به هر حال اینها حدس و گمانهای من است و ممکن است هیچ کدام حقیقت نداشته باشد. بازی ست خیلی جدی نگیرید. مرضیه:دختری با کفشهای کتانی محکم ومنطقی....اما نترسید زیر این ظاهرمعقول و منطقی دختر بچه ی 5 ساله ی شاداب و شیطانی زندگی می کند که گاهی جست و خیز کنان از زیر جلدش بیرون می پرد و موهایتان را می کشد ،شکلک در می آورد ، جیغ می کشد و غش غش می خندد اما دوباره آرام می گیرد و خودش را پنهان می کند. به راحتی فراموش نمی کند نه پسر همسایه شان را که در 4 سالگی دست عروسکش را کند و نه رهگذری را که چند دانه نقل توی مشتش ریخت تا توی بغل مادرش گریه نکند... رک و راست است ...که این رک بودن گاهی برایش دردسر می شود ... پر تلاش و اهل بحث و گفتگو دورویی و تظاهر را تحمل نمی کند ..... دقیق و با هوش ... با اعتماد به نفس گاهی عجول ....نوشیدنی ها را داغ داغ سر می کشد..... مثل معدن است باید کشفش کنید دم دستی و در دسترس نیست امین عظیمی:مردی که زیاد می دانست آرام و مهربان و متین ،در کارش جدی ست پر اطلاع و فهیم بخشنده....کتابهای زیادی امانت داده که هرگز پس نگرفته دوستان صمیمی نزدیک کم ولی گلچین شده ای دارد. اتاقش پر از قفسه های کتاب است .....لباس اسپرت می پوشد گاهی توی غار تنهاییش می خزد این جور مواقع اگر بخواهی به حریمش نزدیک شوی در کمال ادب و با لبخند حالیت می کند که :لطفا گورتان را گم کنید. زمستان وپاییز را ترجیح می دهد . صبور ،پی گیر و قابل اعتماد است رفتن به کافه ی دنجی را به تنهایی یا همراه دوست هم صحبتی دوست دارد . عاشق طبیعت ؛ منظره ی جاده های گم شده در مه و خطوط راه آهن مثل ستاره هاست از دور هم نور می پاشد و برایش فرقی نمی کند که چه کسی از این نور استفاده می کند لانگ شات:هزاردستان لوطی ،درونگرا، علی حاتمی اگر نویسنده بود، رند، رند، رند گوش خوبی ست برای شنیدن درد ودلها و خاطره ها چند ده سال دیر به دنیا آمده است حس طنز پنهانی دارد که قادر است از یک مصیبت عظمی جوکی خنده دار بسازد تخیل قوی ...در حالی که در کنج اتاقش در اپارتمان دلگیری نشسته خودش را توی ایوان قدیمی خانه ی پدر بزرگ تصور می کند. درد عشقی کشیده است که مپرس.... توی اتبوس و مترو جایش را به پیرترها و خسته تر ها می دهد مثل آلبومی از عکس های قدیمی ست علی علی اکبری :مردی از جنس بلور به آسمان نزدیک تر است به زمین از سنش بزرگتر است در حالی که هم سن و سالهایش در حال گردو بازیند او از درخت گردو بالا رفته و دور دستها را نگاه می کند . اکثر دوستانش از خودش بزرگترند عاشق خواندن ،دیدن و شنیدن و هرچه که چیزی بتواند از ان یاد بگیرد دردهایی دارد که مثل خوره روحش را می خورد پایه ی بحث های سر شب تا طلوع صبح.... چند بارحسابی توسط نارفیقان دوشیده شده.... پذیرا و گرم گاهی زیادی با خودش درگیر و دست به یقه می شود . نه گفتن برایش سخت است..........که گاهی باعث درد سر می شود در 5 سالگی عاشق دختری شد که کنار کوچه تمر هندی می خورد و در حالی که دور دهانش پر از لکه های تمر بود به او لبخند زد.....بعد از این اتفاق همه پولهایش را برای دخترک تمر هندی خرید اما دختر دیگر به او لبخند نزد چون از خوردن ان همه تمر هندی دل درد گرفته بود......هنوز بخاطر این اتفاق خودش را نبخشیده مثل چشمه است زلال است از درون می جوشد و سیرابت می کند پشت پرده ی مه Movis: بی قید نسبت به قید و بندهای دست و پاگیر مرسوم .......اصول خودش رادارد ودنیای خودش را بخش هایی از وجودش هست که دور آنها سیم خار دار کشیده مهربان است و دلسوز هر چند شاید در ظاهر این طور به نظر نرسد. تنهایی پروانه ای که روی گل مصنوعی نشسته را درک می کند. گاهی در حال که به رفتار مورچه ای دقیق شده است کامیونی که نزدیک می شود را نمی بیند. دوستان نزدیک خوبی دارد و اهل رفاقت و معرفت است فراری از بحث های بی پایان و حرفهای بی سرانجام. گاهی سر در گم و آشفته.... کم حرف می زند اما حرف حساب می زند. دموکرات و طرفدار صلح .... مثل یک قطعه ی موسیقی ست ....فراز و فرود دارد و دلنشین است ....اگر خوب گوش کنی پر جنب و جوش و شیطان. با سیب زمینی نسبتی ندارد اما با قرمه سبزی چرا. نسبت به مسائل اطرافش نمی تواند بی تفاوت باشد . شوخی هایش را جدی بگیرید پایه ی بحث و کل کل و تا کچل کردنتان پیش می رود.دوستان زیاد و فراوانی دارد با خانواده هم روابط حسنه ای دارد. اهل مرام و معرفت و خراب رفیق . صاف و صادق و رو راست زیر این ظاهر سرخوش پسر معقولی هست. چای دوم را خورده، نخورده پسرخاله تان شده است. حساس است اما زود می بخشد و فراموش می کند. چند پیشنهاد: ۱- دوستان سر این رشته را بگیرید وبازی را ادامه دهید. ۲- دوباره آوردن اطلاعاتی که خود شخص در نوشته هایش مستقیم به آنها اشاره کرده اسمش حدس زدن نیست، هست؟ ۳- لطفا بازی را به قرض دادن نان و تکه پاره کردن تعارف نکشانید . + نوشته شدم در دوشنبه بیست و هشتم آبان 1386 23:30 توسط عقیق |
|