|
دو روز پیش جلسه ی سخنرانی خانم جوانی رفتم که قبلا بهایی بوده و تازه مسلمان و شیعه شده بود. البته در طی حدود 2 ساعت و نیم جلسه آقایان عظام فقط نیم ساعت فرصت صحبت کردن برای خانم گذاشتند!!! اما توی همون زمان کوتاه حرفهای جالبی زد، گفت:بهائیت پایه و اساس منطقی و محکمی نداره اما دلیل اینکه بعد از صد و پنجاه سال هنوز کسانی غیر از بهایی زاده ها هستند که به ابن فرقه می پیوندد اینه که بهائی ها در روابط اجتماعی شون دروغ نمی گن , غیبت نمی کنند و رفتار اجتماعی و برخورد ظاهری بسیار خوبی دارند. و گفت کسانی که اطلاع کمی از اسلام واقعی دارند وقتی می بینند که اطرافیانشون که مثلا مسلمان هستند ,د روغ می گن , غیبت می کنند , تهمت می زنند , نگاه ناپاک دارن و .... اما این که می گه بهائیه برخوردش خوبه دروغ نمی گه و .....از صلح و مهربانی برابری حرف می زنه ,جذبش می شن می گفت نباید درست و غلط پیروان یک دین و آیین رو به پای خود اون دین و مذهب گذاشت و نباید نتیجه گرفت چون مسلمان بد داریم پس اسلام بد است . این حرفش رو خیلی درست می دونم اما برای خیلی آدمها که حوصله ی تحقیق و بررسی ندارن یا اصلا دسترسی به منابع صحیح ندارن مسلمونی ما حجته و برخورد ها و اخلاقیات ما را از دینمون می دونن به خودم فکر می کنم چند نفر رو از دین بیزار کردم چند نفر را فراری دادم به قول بنده خدا: خدایا اسلام را از دست مسلمین نجات بده .......آمین پ.ن: ناخوشی آوازی به بانگ بلند [قرآن] همی خواند. صاحبدلی بر او بگذشت، گفت: تو را مشاهره چندست؟ گفت: هیچ. گفت: پس چرا زحمت خود همی دهی؟ گفت از بهر خدا می خوانم. گفت: از بهر خدا مخوان. (سعدی) پ.ن: اما صادق ع : دعوت کنندهگان به سوی [مذهب] خود باشید به غیر زبانتان، زینت ما باشید نه موجب ننگمان. + نوشته شدم در شنبه بیست و هشتم مهر 1386 23:22 توسط عقیق |
|