|
داخلی، روز، خانه صبح است باعجله از خواب بیدار می شوم رخت خوابم رو جمع نمیکنم، دست و صورتم رو نمی شورم، مسواک نمیزنم، ریشم رو نمی زنم، موهام رو مرتب نمی کنم، صبحانه نمی خورم، فقط لباس میپوشم و بیرون می زنم. خارجی، روز، تاکسی به زحمت و جا زدن(کاری که تقریباً همه می کنند) سوار تاکسی شدم،این تاکسی هم اگرتوش بحث سیاسی نباشه و یا موسیقی خالتور وسیله خوبیه برای اینکه آدم به خودش بیاد. توی آینه بغل یک غریبه رو دیدم خیلی آشنا با صورت نامرتب و نتراشیده موهای پریشان به آدم سرگشته ای می ماند. داخلی، مغازه آقا ببخشید کپی هم دارید؟ نتایج دانشگاه رو می دید؟ آقا ببخشید کپی هم دارید؟ آقا پیگیری کارت سوخت می کنید؟ آقا ببخشید کپی هم دارید؟ می خواستم ثبت نام وام بازنشتگان را برام انجام بدین، آقا ببخشید کپی هم دارید؟ آقا این چه خطیه شما دارین همه آفام پرید، ببخشید کپی هم دارید؟وام مهررضا ثبت نام می کنید ببخشید کپی هم دارید؟ آفا سیستم هنگ کرده، ببخشید کپی هم دارید؟ آقا وب کم خرابه، ببخشید کپی هم دارید؟ ... خارجی، شب، خانه باز هم تو تاکسی نشستم و سعی میکنم ببینم چه مرگمه ولی فایده نداره احساس عجز و ناتوانی می کنم. احساس می کنم در یک چیز لزج و سبز دارم فرو می رم. آقا ببخشید پیاده نمیشی؟ داخلی، خانه می رسم خونه همه خوابن در اتاقت رو باز می کنم علی خوابه اما تو نیستی خدای من کجاست. نگران می شوم اما سریع یادم می افتد که این منم که نیستم این منم که گم شدم. حاجی اگه یه وقتی اون جا یاد خانه افتادی و این زنگی سگی حتما ازش بپرس چی رو گم کردیم و اگر پیداش کردی بگو یکی دیگه هم طالبش هست. + نوشته شدم در جمعه دوازدهم مرداد 1386 23:0 توسط عقیق |
|