تبليغاتX
عقيق - باد ما را خواهد برد

عقيق

امان از این روزهای آخر دانشجویی که بد جور حس نوستالژی آدم را زنده می کند.

یاد روزهای آخر دبیرستان افتادم.روز آخری که یک برگه دست به دست توی کلاس گشت وهمه زیرش را امضا کردیم

برگه ای که در آن نوشته بود:

.....امروز می خواهیم از هم جداشویم...با هم خندیدیم وگریستیم....سوگند می خوریم ۷ سال آینده..... ۱۰صبح بیست وسه اردیبهشت ۸۵ در همین مدرسه ...دوباره همدیگر راببینیم... هرکجا هستید به باغ افسانه ای خود بیایید......

و۲۶ امضا کج وکوله از ۲۶ دختر ۱۶-۱۷ ساله ی سال سوم ریاضی دبیرستان علامه.

اون روز چقدر این ۷ سال طولانی ودور به نظر می آمد

وباد ما را با خود برد...

هر کس به طرفی یکی دانشگاه   شیراز ,گناباد ,تهران و... یکی خانه ی بخت یکی خارج از کشور حتی یکی تا اون دنیا رفته وبرگشت....

و این ۷ سال سریع تر از انچه فکر می کردیم تمام شد

و این بار بعد از ۷ سال ۲۰ دختر ۲۳-۲۴ ساله ,دانش آموزان سابق سال سوم ریاضی دور هم جمع شدیم

عجب روزی بود روبوسی ها وتبریک ها واین ۷ سال چه کردی؟

و صداها که در هم می رفت  هر چند نفر با هم مشغول صحبت :

- تو چقدر عوض شدی .

- تو چرا هنوز شوهر نکردی؟

- من می گم وکیل بگیر مرتیکه پرو باید ادب بشه.

ـیادت هست به حساب هم نوشابه می خوردیم والفرار...

ـ تقلبها یادت هست

- پسر های ایستگاه اتبوس یادت میاد ...چقدر بچه بودیم

آن عشق ها و نامه هاو اشک ها کجا رفتند...

واما حاضرین ۱۲ نفر همچنان مجرد ۸ نفر به خانه ی بخت (یا بد بختی ) رفته ۵ مادر!!!(۶ بچه نسل بعدی)

۴ دانشجوی کارشناسی ارشد  :جامعه شناسی آمار فیزیک ریاضی

۹ نفر دانجشو یا فارغ التحصیل کارشناسی: نقاشی -جامعه شناسی -آمار- عمران- فیزیک- پرستاری ریاضی- علوم ارتباطات (تنوع را حال کردی!!)

۲ نفر فوق دیپلم:باستان شناسی وکامپیوتر

۱نفر حوزوی

و۳ نفر همچنان دیپلم ودر حال تربیت نسل آینده

وشگفتی آفرینان یکی شاگرد اول کلاسمان بود که با دو دختر ۵و۴ ساله اش امده بود و دیگری اشی سرکش ویاغی که به زن خانگی و ارامی بدل شده بود با دختری در بغل و بچه ای در راه!!!!!!!!!

و مدرسه همان بود همان دیوارهای بلند همان حیاط تنگ و معلم ها ومدیر وناظم که همه عوض شده بودند و

و ما که هر کدام سعی داشتیم بدانیم دیگری این ۷ سال چه کرده وچه گذشته و صدا به صدا نمی رسید

صبح به ظهر نرسیده بود که اولیا مدرسه صبوری از کف دادند ونسبتا محترمانه بیرونمان کردند

و قرار ومدارهای دوباره که مرداد۱۳۹۰ دوباره همدیگر را ببینیم

 دوباره دوری وهر کس به طرفی.......

 

+ نوشته شدم در سه شنبه هشتم خرداد 1386 9:40 توسط عقیق |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X

من ماهیم نهنگم عمانم آرزوست


صفحه نخست
نامه بر


پیوندهای روزانه

gaze
ارمیا
یادنامه ی رضا امیرخانی از معلمش
الهی دورت بگردم...
شب را باید بی چراغ رو شن کرد
آرشیو پیوندهای روزانه


دیروزها

دی 1388

آذر 1388
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385


آرشیو موضوعی

شعر
یاداشت های پراکنده
کتاب
داستانک
سینما وتاتر
پایان نامه


پیوندها

خاطرات عمره/الهی دورت بگردم
پابرهنه در بهشت
قلم های کاغذی
آقاي هيچكس
یک وجب دل
سگ پرسه
لانگ شات
اکینانیوز
گوربان
راوی
پریزاد
مشیانه
هم درد
MoviEs
محرمانه
ماه ناتمام
نقشی بر آب
پرچین سوخته
مشترک مورد نظر
علي علي اكبري
پنجره اي رو به جامعه
فروپاشي اول شخص مفرد
دست نوشته های یک احمد
همچون.....کرگدن......تنها
چند.....نفر.......طلبه
زیستنی...دیگر
فرزند...صبح
خورنق
مشق شب
Spotlight
حلقه ی سه شنبه
پس از طوفان
زبور داوود
نجوای من
خانه کتاب انشا
رمل سیراب
جودی آبوت
به نام نامی سکوت
... این روزها که می گذرد
پژمان
دل گیجه


    دید و بازديدها:

Night Skin:طراح قالب
POWERED BY: BLOGFA.COM

RSS


Suggestions: * Try searching for full names like John Doe. * Try searching for names and locations like John San Francisco. * Try searching for names and occupations like John Engineer. You can also try your keywords on Google Profile Search.