|
هر آدمی برای خودش قصه ست.بعضی ها یک خطی اند و بعضی ها مثنوی ۷۰ من !! بعضی تراژدی اند و بعضی کمدی.بعضی تلخ وبعضی شیرین اما همگی شنیدنی اند.
از جمله علایق من خواندن وشنیدن سرگذشت آدمها ست(از زندگی نامه پیامبران وائمه و شهدا گرفته تا کارگردانان ونویسندگان و هنرپیشه ها و.....) یکی از این زندگی نامه ها که تازه خواندم وخیلی به دلم نشست کتاب "شما که غریبه نیستید" روایت هوشنگ مرادی کرمانی(نویسنده ی قصه های مجید،مهمان مامان و خمره و...)از کودکی تا۱۹ سالگی خودش است. فقر ،تنهایی،ترکه وفلک،بی مادری،مردودی، بچه سرخور و.... هنر مرادی کرمانی ست که از این اجزا داستانی جذاب وشیرین تعریف می کند ،کتابی سرشار از توصیفات زیبا وشیرین از لحظات سخت وتلخ. چنان که بارها همزمان باعث بغض ولبخند می شود. در این قصه شخصیت سیاه وجود ندارد همه حق دارند حتی کسانی که او را آزرده اند یا تحقیر کرده اند همه حق دارند حتی معلمی که بخاطر انشائ تقدیر از مرده شور ها او را مردود کرد حتی همه ی دخترانی که بخاطر جوش های صورتش عاشق او نمی شدندو... هیچ کس را متهم نمی کند و از کسی کینه ای به دل ندارد. هوشنگ مرادی کرمانی مهربان است ولطیف توی تنهایی وسختی کویر ریشه گرفته است مثل درخت گز + نوشته شدم در سه شنبه چهارم اردیبهشت 1386 8:24 توسط عقیق |
|