|
منتظر ایستاده بودم . در عالم خودم بودم که شنیدم کسی به اسم صدام می زنه سر چرخوندم ؛ صدا آشنا بود اما سیمای آشنایی ندیدم. ته و توی ذهنم رو گشتم و بخاطر اوردم که این صدای آشنا صدای دوستی قدیمیه که حدود پنج سالیه ازش بی خبرم. اون دوست، دختر پر شر و شور و مخی بود که با رتبه ی زیر بیست حقوق دانشگاه تهران قبول شد و سال آخر کارشناسی هم با برادر یکی از همکلاسی هاش ازدواج کرد و برای همیشه از شهر ما رفت. اما حالا خانمی با بچه ای به بغل روبرویم ایستاده که بی شک اگر صداش را نشنیده بودم محال بود بشناسمش! سلام و احوال پرسی و روبوسی ها که تموم شد از کار و زندگیش پرسیدم. - خوب چکارا می کنی؟ - هیچی خانه داری و بچه داری و شوهر داری ! و وقت سرخاروندنم ندارم. - تو چی کار می کنی؟ - منم چند جایی سرم گرمه و منم وقت سرخاروندن ندارم . - قبل از بچه داری که فرصت بیشتر ی داشتی دنبال کار نبودی ؟ -نه چون به این نتیجه رسیدم که بهترین کار برای زن خانه داریه و کار بیرون از خونه فقط علافی و فرسودگیه !!! - (خنده خنده جواب دادم ): 4 سال عمرت را هدر دادی و بودجه ی مملکت رو توی چاه ریختی که به این نتیجه برسی که بهترین کار خانه داریه؟ -(خنده خنده توی پوزم زد که) : من رفتم دانشگاه شوهر پیدا کردم این تویی که بودجه ی مملکت رو ریختی توی چاه و چهار سال دانشگاه رفتی و به خودت نجنبیدی !!!! از اونجا که می دونستم که حرف از مسئولیت جمعی و شخصیت اجتماعی و این حرفها بی فایده ست، فقط به دختر موفرفری کوچکی توی بغلش بود اشاره کردم و گفتم : اگه همه مثل تو فکر کنند کی به دختر تو درس بده؟ کی مداواش کنه ؟ گفت: بلاخره کله پوکه هایی مثل تو هم پیدا می شن که برن دنبال این کارا!!! بعد نوشت :دیالوگ حقیقی بالا را بدون پا نوشت و مقدمه و موخره نوشتم تا دوستان بدون ذهنیت بخوانند و خود قضاوت کنند .اما با توجه به کامنتهایی که دوستان گذاشتند فکر کردم بد نیست بعد مدتی نظر خودم را هم در این مورد بنویسم: و اما انچه دراین دیالوگ من را آزار می دهد صراحت و رک بودن آن دوست نیست. بلکه استعداد و توانایی ست که هدر می رود . از نظر من کسی که مثلا توانایی یک وکیل خوب و موفق شدن را دارد (چه مرد و چه زن) اگراز این استعداد و توانش استفاده نکند هم حق الله را پایمال کرده و هم حق و الناس را!!! حق الله را پایمال کرده چون شکر نعمت به جا نیاورده شکر عملی استعداد و توانایی هایی که خداوند به ما داده استفاده کردن و پرورش اونها ست نه نه نادیده گرفتن و بی توجهی به اونها! و حق الناس بر گردنش هست چون در روز حساب باید به همه ی کسانی که به دلیلی دسترسی نداشتن به یک وکیل درستکار و ماهر حق شان ناحق شده جوابگو باشد ! از نظر جامعه شناسی هم به این قضیه نگاه کنیم همه ی ما در مقابل جامعه مسئولیم. کسی که درس می خواند و از حاصل تلاش و شب زنده داری دهها معلم و استاد بهره می برد چنین کسی حق ندارد توی خانه بنشیند روزی 10 ساعت بخوابد و فقط مهمانی و خرید برود ؛ خانه داری و بچه داری و همسر داری کار کوچکی نیستند اما می شود با تلاش بیشتر و برنامه ریزی قدم ها بزرگتری برداشت و مفیدتر زندگی کرد.
+ نوشته شدم در دوشنبه بیستم خرداد 1387 23:59 توسط عقیق |
|