عقيق
احساس می کنم دارم از تونلی تنگ و تاریک عبور می کنم! مثل تولد! مثل مرگ!
احساس می کنم دارم از تونلی تنگ و تاریک عبور می کنم!
مثل تولد!
مثل مرگ!
+ نوشته شدم در سه شنبه بیست و پنجم فروردین 1388 7:52 توسط عقیق |
من ماهیم نهنگم عمانم آرزوست
gaze ارمیا یادنامه ی رضا امیرخانی از معلمش الهی دورت بگردم... شب را باید بی چراغ رو شن کرد آرشیو پیوندهای روزانه
شعر یاداشت های پراکنده کتاب داستانک سینما وتاتر پایان نامه
خاطرات عمره/الهی دورت بگردم پابرهنه در بهشت قلم های کاغذی آقاي هيچكس یک وجب دل سگ پرسه لانگ شات اکینانیوز گوربان راوی پریزاد مشیانه هم درد MoviEs محرمانه ماه ناتمام نقشی بر آب پرچین سوخته مشترک مورد نظر علي علي اكبري پنجره اي رو به جامعه فروپاشي اول شخص مفرد دست نوشته های یک احمد همچون.....کرگدن......تنها چند.....نفر.......طلبه زیستنی...دیگر فرزند...صبح خورنق مشق شب Spotlight حلقه ی سه شنبه پس از طوفان زبور داوود نجوای من خانه کتاب انشا رمل سیراب جودی آبوت به نام نامی سکوت ... این روزها که می گذرد پژمان
RSS