تبليغاتX
عقيق

عقيق

شکر خدا در خانه ی ما  کتابخانه ی نسبتا پر و پیمانی هست  که البته نیمی از کتابهای آن عناوینی شبیه به اینها دارند:رژیم درمانی، گیاه درمانی، آب درمانی ،هوا درمانی ،خام خواری ،میوه خواری ،علف خواری! معجزه با انگور ، پرتغال، هندوانه ، درمان آرتوروز اچ ای وی ، سرطان و هپاتیت ای بی سی دی و... با کمک میوه فروشی محل و...

در واقع از وقتی که چشم باز کردیم ابوی ما دنبال این جور برنامه ها بودند، بچه که بودیم به ما می گفتند که چیپس و پفک در واقع درد و مرض هستند که به صورت جذابی بسته بندی شده اند ! بزرگتر که شدیم سفارش می کردند به هیچ وجه ساندویچ های بیرون را نخوریم که انگار سرطان گاز زده ایم . در واقع اگر دست ایشان به جایی می رسید عرضه کننده گان سوسیس و کالباس را مثل جنایتکاران جنگی محاکمه کردند! باز اگر این لیست سیاه به همین جا ختم می شد مشکلی نبود متاسفانه لیست مواد مضر و بیماری زا برای بدن  روز به روز بلند بالاتر می شود به طوری که ایشان این اواخر به این نتیجه رسیده اند که گوشت و تخم مرغ و مواد لبنی هم موادی مضر و سرطان زا هستند و حتی مواد طبیعی هم اگر پخته مصرف شوند چیزی جز تفاله نخواهند بود و بنابراین مدتی است  به خام خواری مطلق رو آورده اند! از عوارض این ریاضت ها این است که به شدت وزن کم کرده اند. برای اینکه منظورم را از" به شدت وزن کم کردن" درک کنید توضیح کوتاهی بدهم که خانواده ی پدری ما کلا استعداد چاقی دارند و پدر من هم از این ارث بی بهره نبودند بطوری که ما در بچگی از شکم بزرگ و برآمده ی بابا به عنوان طبل استفاده می کردیم حالا در طی این سالها ان مرد تنومند 90 و چند کیلویی به اسکلت 50 و چند کیلویی تبدیل شده است که با دنده هایش می شود آهنگ زد!

مشکل دیگر این است که جناب پدر برای ساخت و پرداختن غذاهای من در آوردی طبیعی نیمی از شبانه روز را در آشپزخانه مشغول سابیدن و پودر کردن و آمیختن مواد به هم هستند و آخرین شاهکارشان هم چیزی شبیه جیره ی جنگی ست که برای درست کردن آن بادام و گردو و نارگیل وبادام زمینی و کلا هر چیز که در اشپز خانه هست (غیر از میز و صندلی!) را پودر می کنند و سپس به خرمای بدون هسته ای که نصف روز  مثل خمیر ورز داده اند اضافه می کنند !

فاجعه اینجا ست که مادر گرامی هم که همیشه به این نوع ریاضتها انتقاد داشتند به جبهه ی مقابل ملحق شدند و فقط من ماندم و اخوی کوچک که وقت نهار و شام دو نفری مثل طفلان مسلم گوشه ای می نشینیم و هم چنان غذاهای بیماری زا و سرطان زا را به این شکم بی صاحب می ریزیم و به این خودکشی تدریجی ادامه می دهیم.

 

*: نام یکی از همین کتابهای تغذیه طبیعی!

+ نوشته شدم در سه شنبه بیست و چهارم دی 1387 11:15 توسط عقیق |


...چون سوی زمین خمیده آن ماه           عرش و ملکوت بود همراه

تنها نه فتاده بو فضایل                           شد کفه ی کاینات مایل

هم برج زمانه  بی قمر شد                    هم خصلت عشق بی پدر شد

حق ساقی خویش را فرا خواند             برکام زمانه تشنگی ماند

در حسرت آن کفی که برداشت             از آب فرو فکند و بگذاشت

کف بر لب رود و در تکاپو ست               هر آب رونده در پی اوست

هر موج به یاد آن کف و چنگ               کوبد سر خویش را به هر سنگ

چون مه شب چهارده ٬ بر آید              دریا به گمان فرا تر آید

ای بحر ٬ بهل خیال باطل                    این ماه کجا و بو فضایل!؟

گیرم دو سه گام بر تر آیی                  کو حد حریم کبریایی ؟؟

                        سیدعلی موسوی گرمارودی

پ.ن: نداریم.....

+ نوشته شدم در سه شنبه هفدهم دی 1387 20:18 توسط عقیق |


۱-درست جلوی چشمان همه مردم دنیا جنایتی واضح و تلخ در غزه در حال وقوعه و ما فقط نشسته ایم و مثل پیرزنها دست به سینه می کوبیم و نفرین می کنیم و محکوم می کنیم و بیانیه صادر می کنیم! اسرائیل هم دیگر دستش آمده که کشورهای مسلمان یکی دو روز جوگیر می شوند و سر و صدایی می کنند دوباره همه چیز را فراموش می کنند، در واقع این از بی رگی و بی خاصیتی ماست که دشمن اینقدر دریده شده و  و گور بابای سیاست بیین الملل و وجهه ی سیاسی کرده و این طور به سیم آخر زده!

۲-در تاریخ آمده همانها که پسر پیغمبر را تنها گذاشتند و  پشت امام را خالی کردند بعد از شهادتش اشکها ریختند و گریبانها چاک دادند! ما شبیه آن  مردم نیستیم؟!

۳-ایام شهادت حسینی تسلیت باد.

۴-این را هم بخوانید.

 ۵-بماند....

+ نوشته شدم در سه شنبه دهم دی 1387 22:11 توسط عقیق |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X

من ماهیم نهنگم عمانم آرزوست


صفحه نخست
نامه بر


پیوندهای روزانه

gaze
ارمیا
یادنامه ی رضا امیرخانی از معلمش
الهی دورت بگردم...
شب را باید بی چراغ رو شن کرد
آرشیو پیوندهای روزانه


دیروزها

آبان 1388

مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385


آرشیو موضوعی

شعر
یاداشت های پراکنده
کتاب
داستانک
سینما وتاتر
پایان نامه


پیوندها

خاطرات عمره/الهی دورت بگردم
پابرهنه در بهشت
قلم های کاغذی
آقاي هيچكس
یک وجب دل
سگ پرسه
لانگ شات
اکینانیوز
گوربان
راوی
پریزاد
مشیانه
هم درد
MoviEs
محرمانه
ماه ناتمام
نقشی بر آب
پرچین سوخته
مشترک مورد نظر
علي علي اكبري
پنجره اي رو به جامعه
فروپاشي اول شخص مفرد
دست نوشته های یک احمد
همچون.....کرگدن......تنها
چند.....نفر.......طلبه
زیستنی...دیگر
فرزند...صبح
خورنق
مشق شب
Spotlight
حلقه ی سه شنبه
پس از طوفان
زبور داوود
نجوای من
خانه کتاب انشا
رمل سیراب
جودی آبوت
به نام نامی سکوت
... این روزها که می گذرد
پژمان


    دید و بازديدها:

Night Skin:طراح قالب
POWERED BY: BLOGFA.COM

RSS